بیوگرافی taylor swift

تیلور: من عاشق نوشتن ترانه های صادقانه ام که نام افراد حقیقی در اون باشه و سپس روی سن اجرا بشه به همراه تمام احساسات و هیجانها در حضور 15000 نفر. کاغذ سیاه کردن و مداد کاری و وقت تلف کردن بیخودی چیزی نیست که من میخوام.
قراردادی که رهاش کرد: وقتی که 13 سالم بود من یک ملاقات با RCA Records داشتم و آنها گفتند که میخواهند من توی یک قرارداد بزرگ ثبت نام کنم. این یعنی آنها میخواهند تماشات کنند ولی امیدی به ساختن یک آلبوم بهت نمیدند. مثل پسری که میخواد باهات قرار ملاقات بزاره ولی نمیخواد دوست پسرت بشه. بعد از یک سال سبک خواندنتو تغییر میدی و بعد تازه آنها تصمیم میگیرن که بزارنت کنار یا باهات یک قرارداد ضبط کنند. اونا تصمیم گرفتن که منو کنار بزارن و منم یک گزینه بیشتر نداشتم. یک تصمیم دشوار گرفتم که در وجود خودم فقط رخ داد.
در کنار برنامه ی شلوغی که اون داشت : این همیشه دور از دسترس به نظر میاد ولی با این وجود اگر من قرار ملاقات بزارم با پسری که توی Nashville همسایه ی رو به رویه منه ولی من حاظرم پرواز کنم تا ببینمش یا حتی اونو پرواز بدم تا بیاد منو ببینه. این بیشتر به نظر میاد که با زمان بندی من تداخل داشته باشه و من همیشه آماده ی رسیدگی به برنامه هام توی زندگی هستم. البته اگه کسی رو ببینم که برام ارزش داره مطمئنن این شیوه ی فکر کردن رو فراموش میکنم!
در مورد اعتیادش به کارش: بله من واقعا بی قرار میشم اگه حتی یه روز و نیم هم کار نکنم. من یک رویای تکرار شونده دارم که اونم اینه که مردم صف بکشن کنار تختم برای امضا و ازم عکس بگیرن.
یک روز ویژه توی سفرهاش: در یک روز معمولی من 5 یا 6 تا مصاحبه ی مختلف میکنم. اگر ما در یک مکان زیبا باشیم من حتما اون مکان رو بازدید میکنم. و امروز میخوام برم یه سر به ساحل بزنم. قرار ملاقات و برنامه ی من ساعت 5 بعد از ظهر شروع میشه و نمایش ساعت 8 شب. بعد از آن هم یک قرار ملاقات با عده ی زیادی از مردم و بعد از آن با کسانی که توی مسابقات رادیویی برنده شدند.
در مورد دندانهای مرتبش: من فکر نمیکردم یک پارتنر برای رقص توی مدرسه بشم (حتی زمانی که بودم) به خاطر میارم وقتی رو که مدرسه میرفتم و دخترایی رو توی دستشویی میدیدم که هر دوشنبه به خاطر کارهایی که توی پارتی انجام داده بودند گریه میکردند. اما اینا دقیقا همون چیزایی هست که من میخواستم انجام بدم ولی نمیتونستم. بعضی وقتا کسی منو دعوت نمیکرد چون دوستام میدونستن که بالاخره دعوا میشه. من بعدها فهمیدم که اکیپ دوستایی که با هم برای شام میریم بیرون دوست دارند که یک شب آروم و بی سر وصدا رو بدون نگرانی از کسایی که هر یک ثانیه در میون می یومدن سر میزمون و خواستار بودن رو پشت سر بزاریم. .

دلتنگی برای دوران کودکی: نه. چون من توقع زیادی در اون زمان نداشتم. مادرم شغلش رو رها کرد وقتی که 4 سالم بود و همیشه کنارم بود. و پدرم هم شوخ طبعه. میتونی بعدا ببینیش ( یه مدت بعد پدر Swift را پیدا کردم. اونم زمانی که داشت توی پارکینگ اسکوتر سواری میکرد و یک گیتار روی دوشش بود و قیافه ی دخترش واقعا کسل به نظر میومد.) من در کنار درخت کریسمس توی مزرعه بزرگ شدم. توی یک محیط بسیار بزرگ برای آزاد چرخیدن تا بشم یک دختر بچه ی دیوونه با موهای ژولیده.
کم اشتهایی مثل بقیه دخترا: به نظر من دلیل خیلی از هنرمندا برای کم خوردن اینه که هر روز جلوی چشمت عکساتو میبینی. این خیلی ترسناکه که بارها و بارها عکستو ببینی اونم به صورت مداوم و پایدار. وقتی چیزی رو ببینی و متوجه بشی که زشتی مطمئنا اونو پاره میکنی و میریزی دور. من خیلی ناامید شدم زمانی که یک نظر توی یک وبلاگ خوندم که نوشته بود "چشمای او بسیار کوچک است" من با خودم فکر کردم که آیا واقعا آنها کوچک اند؟ وای نه. آره اونا کوچک اند.
سه تا از دیوونه کننده ترین تلنگرها توی هر لحظه ی زندگیت مثل ایناست: قطعا اجرای زنده ی شنبه شب. من یک قرار ملاقات با Kristen Wiig و Andy Samberg داشتم. دو تا از افراد محبوبم. اجرای برنامه برای 72000 نفر. هر کدام از آنها یک بلیط داشتن که اسم من روش بود. و مصاحبه ی من با مجله ی Rolling Stone من هیچ وقت توی زندگیم انتظار نداشتم این اتفاق بیفته. قطعا هم تصورشو نمیکردم توی 19 سالگیم بیفته.
کارایی که توی زندگیت انجام ندادی: من هنوز خیلی اهداف دارم. عاشق گذاشتن یک تور جهانی هستم. و یکی از اهدافم اینه که برگردم خونه ی پدر و مادرم. (خنده)
10یا 20 سال آینده: تا جایی که حرفه ام پیش میره امیدوارم مسافرتهام و آهنگام به روز باشه ولی من مثل کسی نیستم که این ور و اون ور بپلکه و از موضوع اصلی پرت باشه. من با وقار تعظیم میکنم، کودکانم را پرورش میدم و یک باغ درست میکنم و اجازه میدم که موهام خاکستری بشه. چون نیازی به موهای بلوند توی 60 سالگی ندارم

/ 4 نظر / 16 بازدید
علی

وقتی نگاهت غمگین است قطره های پشت شیشه هم بغض می کنند…………نگاهت بی آواز است حتی باران هم شوقی برای بارش ندارد……..وقتی لبخندت ماتمکده ی چشم های بارانی ات می شود چکاوک حتی در باران هم می میرد……………وقتی نگاه زیبایت بی باران است دیگر آمدن بهار هم بهانه ای می شود برای فصل ها…………مگر میشود غریب باران غم نگاهت را ت…حمل کند و آن را به تنهایی به دوش بکشد؟ وقتی صدای نگاهت دیگر مرا صدا نمی کند………..دیگر هیچ بهانه ای برای لبخند نگاه من نیست………………بگذار حداقل غم غمگینی نگاه تو را به دوش باران بکشم……….می دانم نمی خواهی ولی بگذار سهیم غمگینی نگاهت باشم……………صدای نگاهم که برای غم چشمانت می گرید پیشکش نداشتن من در دل بی انتهایت…………….

بازاریاب

دوست عزیز سلام اگر تمایل دارید مدیریت قوی تری بر وبلاگ خود داشته باشید،امکانات بیشتری به مخاطبین خود ارائه نمایید و یا یک گام بزرگ برای ورود به دنیای وب مستران بردارید ما توصیه می کنیم همین امروز از امکانات رایگان ارائه شده توسط تیم اندیشه ی برتر نهایت بهره را ببرید و با تبدیل وبلاگ خود به وب سایت خواسته های خود را محقق کنید. هم اکنون اقدام کنید و از امکانات دامین و هاست رایگان برخوردار شوید http://designer.moshakhasat.com همچنین در صورتی که تمایل دارید از طریق وبلاگ خود کسب درآمد کنید آدرس زیر را نیز حتما ملاحظه بفرمایید http://www.moshakhasat.com/index.php?route=information/information&information_id=9 یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۰۵:۳۷

موفقیت در کمین شماست

امروز گامی برای موفقیت برداشته اید؟ مجموعه ی آموزشی سریع خوانی همراه با نرم افزار ارائه شده توسط استاد بزرگ کتاب خوانی جهان مجموعه ی 7 راز بزرگ انگیزه مجموعه ی آموزشی استفاده از قدرت حافظه مجموعه ی آموزشی استفاده بهینه از شرایط بد و بدشانسی ها مجموعه ی آموزشی تفکر تحول برانگیز مجموعه ی آموزشی تمرکز جادویی مجموعه ی آموزشی راه های اجرایی کسب ثروت مجموعه ی آموزشی مثبت اندیشی و اعتماد به نفس مجموعه ی آموزشی پیروزی در تعاملات روزانه بسته ی آموزشی نکات طلایی برای موفقیت دانشجویان بسته ی آموزشی نکات طلایی در صحبت کردن با کودکان زود دیر می شود 510828689

Sahar

عــــــ ـالییــــــــــــــــ آفــــــــ ـریــــــــ ـن![هیپنوتیزم][رویا]